انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
fearful
ترسنده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ترسنده
- ترسو
- بیمناک
معنی و کاربرد
ترسنده
adjective — صفتEnglish meaningFeeling or showing fear; timid.
کسی که میترسد
She was fearful of the dark.
او از تاریکی میترسید.
The fearful child hid behind his mother.
کودک ترسیده پشت مادرش پنهان شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- timid
- afraid
- frightened
متضادها (انگلیسی)
- brave
- fearless
ترکیبهای رایج
- fearful of