انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
feeble
کمزور به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کمزور
- ضعیف
- ناتوان
معنی و کاربرد
کمزور
adjective — صفتEnglish meaninglacking physical strength; weak
The old man was weak and feeble.
پیرمرد کمزور و ناتوان بود.
His voice was faint and weak.
صدایش ضعیف و کمزور بود.
شکلهای واژه
- comparative
- کمزورتر
هممعنیها (انگلیسی)
- weak
- frail
- infirm
متضادها (انگلیسی)
- strong
- sturdy
- powerful
ترکیبهای رایج
- weak and feeble
واژههای مرتبط
- ضعیف
- ناتوان