انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
fertile
بارور به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بارور
- حاصلخیز
معنی و کاربرد
بارور
adjective — صفتEnglish meaningCapable of producing abundant vegetation or crops.
آماده رویش و باردهی
The valley has fertile soil.
دره خاکی بارور دارد.
The farm is very fertile.
مزرعه بسیار بارور است.
هممعنیها (انگلیسی)
- productive
- fruitful
متضادها (انگلیسی)
- barren
- infertile