انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
fetid
عفن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- عفن
- گندیده
- بدبو
معنی و کاربرد
عفن
adjective — صفتEnglish meaningHaving an unpleasant, rotten smell.
درباره بوی گندیده
The air was fetid.
هوا عفن بود.
A fetid odor filled the room.
بویی عفن اتاق را پر کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- rotten
- putrid
- stinking
متضادها (انگلیسی)
- fragrant
ترکیبهای رایج
- fetid smell
یادداشت کاربرد
واژهای نسبتا رسمی برای بوی گندیده.