انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
fever
تب به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تب
- دما
- تبناک
معنی و کاربرد
تب
noun — اسمEnglish meaningAn abnormally high body temperature.
بالا رفتن دمای بدن
The child has a high fever.
کودک تب شدیدی دارد.
Her fever finally broke.
تب او سرانجام فروکش کرد.
شکلهای واژه
- plural
- fevers
هممعنیها (انگلیسی)
- temperature
- pyrexia
متضادها (انگلیسی)
- chill
ترکیبهای رایج
- high fever
- run a fever
- fever pitch
یادداشت کاربرد
تب بالا رفتن غیرعادی دمای بدن است.