انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
fickle
متلون به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- متلون
- دمدمی
- بیثبات
معنی و کاربرد
متلون
adjective — صفتEnglish meaningChanging frequently, especially in loyalty or affection.
بیثبات و دمدمیمزاج
The fickle weather changed quickly.
هوای متلون زود تغییر کرد.
He was fickle in love.
او در عشق بیثبات بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- changeable
- inconstant
متضادها (انگلیسی)
- steady
- faithful
ترکیبهای رایج
- fickle weather