پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

fight

جنگیدن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • جنگیدن
  • نبرد کردن
  • مبارزه کردن

معنی و کاربرد

  1. جنگیدن

    verb — فعل
    English meaning

    To take part in a fight, battle, or war; to struggle against someone or something.

    جنگ و ستیز

    • The soldiers fought bravely.

      سربازان دلاورانه جنگیدند.

    • They fought for their freedom.

      آن‌ها برای آزادی خود جنگیدند.

  2. مبارزه کردن

    verb — فعل
    English meaning

    To work hard to overcome a problem or illness.

    مبارزه با مشکل یا بیماری

    • He fought against cancer for years.

      او سال‌ها با سرطان جنگید.

    • We must fight poverty.

      باید با فقر بجنگیم.

شکل‌های واژه

past stem
جنگید
present stem
جنگ

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • battle
  • combat
  • struggle

متضادها (انگلیسی)

  • surrender
  • yield

ترکیب‌های رایج

  • fight for
  • fight against
  • fight back

یادداشت کاربرد

جنگیدن هم برای نبرد فیزیکی و هم برای مبارزه با مشکل به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط