پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

filter

فیلتر به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • فیلتر
  • صافی

معنی و کاربرد

  1. فیلتر

    noun — اسم
    English meaning

    A device or screen that removes unwanted substances from a liquid or gas.

    وسیله صاف‌کننده

    • Change the water filter regularly.

      فیلتر آب را به‌طور مرتب عوض کنید.

    • The app has a content filter.

      این برنامه فیلتر محتوا دارد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • strainer

ترکیب‌های رایج

  • air filter
  • water filter

واژه‌های مرتبط

  • purify