انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
filthy
چرکین به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- چرکین
- کثیف
- آلوده
معنی و کاربرد
چرکین
adjective — صفتEnglish meaningDisgustingly dirty.
بسیار کثیف
His hands were filthy after the work.
دستهایش پس از کار چرکین بود.
The room was dark and filthy.
اتاق تاریک و چرکین بود.
شکلهای واژه
- comparative
- filthier
- superlative
- filthiest
هممعنیها (انگلیسی)
- dirty
- grimy
- foul
متضادها (انگلیسی)
- clean
- spotless
یادداشت کاربرد
چرکین برای زخم نیز به معنای عفونیشده به کار میرود.