پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

filthy

چرکین به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • چرکین
  • کثیف
  • آلوده

معنی و کاربرد

  1. چرکین

    adjective — صفت
    English meaning

    Disgustingly dirty.

    بسیار کثیف

    • His hands were filthy after the work.

      دست‌هایش پس از کار چرکین بود.

    • The room was dark and filthy.

      اتاق تاریک و چرکین بود.

شکل‌های واژه

comparative
filthier
superlative
filthiest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • dirty
  • grimy
  • foul

متضادها (انگلیسی)

  • clean
  • spotless

یادداشت کاربرد

چرکین برای زخم نیز به معنای عفونی‌شده به کار می‌رود.