انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
fine
ریز به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ریز
- کوچک
- خرد
معنی و کاربرد
ریز
adjective — صفتEnglish meaningVery small in size or grain.
اندازه
The sand is very fine.
شن بسیار ریز است.
He wrote fine letters.
او حروف ریز نوشت.
هممعنیها (انگلیسی)
- fine
- tiny
- small
- minute
متضادها (انگلیسی)
- coarse
- large
ترکیبهای رایج
- fine dust
- fine print