پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

firm

محکم به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • محکم
  • استوار
  • سفت

معنی و کاربرد

  1. محکم

    adjective — صفت
    English meaning

    Solid, stable, and not likely to move; strong and definite.

    سفت و استوار

    • The ground is firm under our feet.

      زمین زیر پای ما محکم است.

    • She gave a firm answer.

      او پاسخ محکمی داد.

شکل‌های واژه

comparative
firmer
superlative
firmest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • solid
  • steady
  • resolute

متضادها (انگلیسی)

  • loose
  • soft

ترکیب‌های رایج

  • firm handshake
  • firm belief
  • stand firm

یادداشت کاربرد

محکم هم برای اجسام سفت و هم برای تصمیم و پاسخ قاطع به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط