پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

firm

راسخ به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • راسخ
  • استوار
  • پابرجا

معنی و کاربرد

  1. راسخ

    adjective — صفت
    English meaning

    Deeply fixed and firmly established; resolute and unwavering.

    استوار و به‌ثبات‌رسیده

    • He has a firm belief in justice.

      او باوری راسخ به عدالت دارد.

    • Her decision was firm.

      تصمیم او راسخ بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • steadfast
  • solid
  • established

واژه‌های مرتبط