انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
firmament
فلک به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- فلک
- آسمان
- سپهر
معنی و کاربرد
فلک
noun — اسمEnglish meaningThe heavens or sky, especially as described in older astronomy.
ادبی و نجومی
The stars shone across the firmament.
ستارگان در سراسر فلک میدرخشیدند.
The ancients studied the firmament.
پیشینیان فلک را مطالعه میکردند.
روزگار
noun — اسمEnglish meaningFate or fortune, often perceived as unkind.
کاربرد ادبی دربارهٔ سرنوشت
He blamed his bad luck on the firmament.
بدبیاری خود را به گردن فلک انداخت.
The firmament was cruel to him.
فلک با او نامهربان بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- sky
- heavens
- fate
ترکیبهای رایج
- under the firmament
- the turning firmament
یادداشت کاربرد
فلک در ادبیات فارسی هم آسمان و هم سرنوشت و روزگار را میرساند.