پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

firmament

فلک به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • فلک
  • آسمان
  • سپهر

معنی و کاربرد

  1. فلک

    noun — اسم
    English meaning

    The heavens or sky, especially as described in older astronomy.

    ادبی و نجومی

    • The stars shone across the firmament.

      ستارگان در سراسر فلک می‌درخشیدند.

    • The ancients studied the firmament.

      پیشینیان فلک را مطالعه می‌کردند.

  2. روزگار

    noun — اسم
    English meaning

    Fate or fortune, often perceived as unkind.

    کاربرد ادبی دربارهٔ سرنوشت

    • He blamed his bad luck on the firmament.

      بدبیاری خود را به گردن فلک انداخت.

    • The firmament was cruel to him.

      فلک با او نامهربان بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • sky
  • heavens
  • fate

ترکیب‌های رایج

  • under the firmament
  • the turning firmament

یادداشت کاربرد

فلک در ادبیات فارسی هم آسمان و هم سرنوشت و روزگار را می‌رساند.

واژه‌های مرتبط