انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
first
اول به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- اول
- نخست
- یکم
معنی و کاربرد
اول
adjective — صفتEnglish meaningComing before all others in time, order, or importance.
نخستین در ترتیب یا اهمیت
She was the first to arrive.
او اولین کسی بود که رسید.
This is my first visit to the city.
این اولین سفر من به این شهر است.
هممعنیها (انگلیسی)
- initial
- foremost
- primary
متضادها (انگلیسی)
- last
- final
ترکیبهای رایج
- first of all
- at first
- first aid
یادداشت کاربرد
اول میتواند صفت ترتیبی یا قید باشد.