انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
first
اولی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- اولی
- نخستین
- اول
معنی و کاربرد
اولی
adjective — صفتEnglish meaningComing before all others in time, order, or importance.
وقتی به نخستین فرد یا چیز اشاره میکنیم
She was the first person to arrive.
او اولین کسی بود که رسید.
This is my first visit to Iran.
این اولین سفر من به ایران است.
He finished the race in first place.
او مسابقه را در جایگاه اول تمام کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- initial
- primary
- foremost
متضادها (انگلیسی)
- last
ترکیبهای رایج
- first place
- first time
- at first
یادداشت کاربرد
اولی صفت اشاره به نخستین فرد یا چیز است و با اول و نخستین هممعناست.