انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
fitting
برازنده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- برازنده
- شایسته
- درخور
معنی و کاربرد
برازنده
adjective — صفتEnglish meaningSuitable or appropriate for the occasion.
شایسته و مناسب
It was a fitting tribute to a great man.
این ادای احترامی برازنده برای مردی بزرگ بود.
Her calm manner was fitting for the ceremony.
رفتار آرام او برازنده مراسم بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- appropriate
- suitable
- becoming
متضادها (انگلیسی)
- unfitting
- inappropriate