پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

fitting

برازنده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • برازنده
  • شایسته
  • درخور

معنی و کاربرد

  1. برازنده

    adjective — صفت
    English meaning

    Suitable or appropriate for the occasion.

    شایسته و مناسب

    • It was a fitting tribute to a great man.

      این ادای احترامی برازنده برای مردی بزرگ بود.

    • Her calm manner was fitting for the ceremony.

      رفتار آرام او برازنده مراسم بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • appropriate
  • suitable
  • becoming

متضادها (انگلیسی)

  • unfitting
  • inappropriate