پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

flame

زبانه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • زبانه
  • شعله
  • طره
  • زبانک

معنی و کاربرد

  1. زبانه

    noun — اسم
    English meaning

    a tongue of flame; a projecting part shaped like a tongue

    • A flame rose from the hearth.

      زبانه‌ای از آتش از اجاق برخاست.

    • A tongue of fire licked the roof.

      زبانه آتش به بام رسید.

  2. زبانه

    noun — اسم
    English meaning

    a small projecting flap or tab, as on clothing or tools

    فنی

    • Insert the tab into the slot.

      زبانه را در شکاف فرو کن.

    • The tenon fits into the groove.

      زبانه در شیار جا می‌گیرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • flame
  • tongue
  • tab

ترکیب‌های رایج

  • tongue of flame
  • tenon and groove

واژه‌های مرتبط

  • شعله
  • زبانک