انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
flat
مسطح به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مسطح
- هموار
معنی و کاربرد
مسطح
adjective — صفتEnglish meaningHaving a level surface; without raised parts.
دارای سطح صاف و بدون برجستگی
The land is flat here.
زمین اینجا مسطح است.
They need a flat surface.
آنها به سطحی مسطح نیاز دارند.
هممعنیها (انگلیسی)
- level
- even
- smooth
متضادها (انگلیسی)
- uneven
- bumpy