پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

floating

شناور به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • شناور
  • شناکننده
  • معلق

معنی و کاربرد

  1. شناور

    adjective — صفت
    English meaning

    Resting on or moving on the surface of a liquid.

    روی سطح آب قرارگرفته یا در حرکت

    • A floating log blocked the river.

      تنه‌ای شناور رود را مسدود کرد.

    • The floating market is famous.

      بازار شناور مشهور است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • buoyant
  • hovering
  • drift

متضادها (انگلیسی)

  • sunken

ترکیب‌های رایج

  • floating market
  • floating platform

واژه‌های مرتبط

  • float