انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
floating
شناور به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- شناور
- شناکننده
- معلق
معنی و کاربرد
شناور
adjective — صفتEnglish meaningResting on or moving on the surface of a liquid.
روی سطح آب قرارگرفته یا در حرکت
A floating log blocked the river.
تنهای شناور رود را مسدود کرد.
The floating market is famous.
بازار شناور مشهور است.
هممعنیها (انگلیسی)
- buoyant
- hovering
- drift
متضادها (انگلیسی)
- sunken
ترکیبهای رایج
- floating market
- floating platform
واژههای مرتبط
- float