پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

fluent

روان به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • روان
  • سلیس
  • روان و سلیس

معنی و کاربرد

  1. روان

    adjective — صفت
    English meaning

    Able to express oneself easily and articulately in a language.

    تسلط و روانی در زبان

    • She is fluent in English.

      او در انگلیسی روان است.

    • He gave a fluent speech.

      او سخنرانی روانی ایراد کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • articulate
  • smooth
  • eloquent

متضادها (انگلیسی)

  • hesitant
  • halting

ترکیب‌های رایج

  • fluent in
  • fluent speaker

یادداشت کاربرد

روان در معنی قدیمی به معنای «جان و روح» نیز آمده است.

واژه‌های مرتبط

  • fluency
  • fluently