پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

foam

کف به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • کف
  • خس‌وخاشاک
  • کف دریا

معنی و کاربرد

  1. کف

    noun — اسم
    English meaning

    A mass of small bubbles formed on the surface of a liquid.

    در اشاره به کف آب و مایعات

    • Foam covered the surface of the sea.

      کف سطح دریا را پوشانده بود.

    • The waves left foam on the shore.

      موج‌ها کف را بر ساحل گذاشتند.

    • He washed the foam off his hands.

      او کف را از دست‌هایش شست.

  2. کف

    noun — اسم
    English meaning

    The palm of the hand or the sole of the foot.

    در معنای کف دست یا پا

    • He held the coin in his palm.

      او سکه را در کف دستش گرفت.

    • The soles of his feet were sore.

      کف پاهایش زخم شده بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • froth
  • lather
  • suds

ترکیب‌های رایج

  • sea foam
  • beer foam
  • shaving foam

یادداشت کاربرد

کف هم به معنی کف مایعات و هم به معنی کف دست و پا است که از بافت جمله تشخیص داده می‌شود.

واژه‌های مرتبط

  • froth
  • lather