انگلیسیبه فارسیadverb — قید
foolishly
بیخردانه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیخردانه
- نابخردانه
- احمقانه
معنی و کاربرد
بیخردانه
adverb — قیدEnglish meaningIn a foolish or unwise manner; foolishly.
برخلاف خرد
He acted foolishly.
او بیخردانه عمل کرد.
She foolishly trusted him.
او بیخردانه به او اعتماد کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- unwisely
- senselessly
متضادها (انگلیسی)
- wisely