انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
foolishness
بیعقلی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیعقلی
- حماقت
- نادانی
معنی و کاربرد
بیعقلی
noun — اسمEnglish meaningLack of good sense or judgment; foolish behavior.
کار یا رفتار نابخردانه
His foolishness cost him dearly.
بیعقلیاش برایش گران تمام شد.
She regretted her youthful foolishness.
او از بیعقلی جوانیاش پشیمان بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- folly
- stupidity
متضادها (انگلیسی)
- wisdom
- sense
ترکیبهای رایج
- act of foolishness