پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

foot

پا به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پا
  • پاچه

معنی و کاربرد

  1. پا

    noun — اسم
    English meaning

    The lower extremity of the leg below the ankle, on which a person stands.

    اندام بدن

    • He hurt his foot while running.

      او هنگام دویدن پایش را زخمی کرد.

    • She stood on one foot.

      او روی یک پا ایستاد.

    • My feet are cold.

      پاهایم سرد است.

  2. پا (ته چیزی)

    noun — اسم
    English meaning

    The lowest part or base of something.

    بخش پایینی

    • There is a note at the foot of the page.

      یادداشتی در پای صفحه هست.

    • They camped at the foot of the mountain.

      آن‌ها در پای کوه اردو زدند.

شکل‌های واژه

plural
feet

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • base
  • bottom

ترکیب‌های رایج

  • on foot
  • foot of the bed
  • set foot

یادداشت کاربرد

پا در انگلیسی foot است؛ جمع آن بی‌قاعده و feet می‌شود.

واژه‌های مرتبط