پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

foot

قدم به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • قدم
  • پا

معنی و کاربرد

  1. قدم

    noun — اسم
    English meaning

    The part of the body at the end of the leg, used for standing and walking.

    عضو انتهای پا

    • My foot hurts.

      قدمم درد می کند.

    • He stepped on my foot.

      او پایش را روی پای من گذاشت.

  2. قدم

    noun — اسم
    English meaning

    A step taken in walking; a pace.

    فاصله یک گام

    • Take one step forward.

      یک قدم به جلو بردار.

    • It is a step in the right direction.

      این قدمی در جهت درست است.

شکل‌های واژه

plural
feet

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • pace
  • step

متضادها (انگلیسی)

  • head

ترکیب‌های رایج

  • on foot
  • take a step

واژه‌های مرتبط

  • leg