انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
forbidden
حرام به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- حرام
- ممنوع
معنی و کاربرد
حرام
adjective — صفتEnglish meaningNot allowed by religious law or by rules.
چیزی که شرع یا قانون آن را ممنوع کرده
Alcohol is forbidden in Islam.
الکل در اسلام حرام است.
It is forbidden to enter here.
ورود به اینجا ممنوع است.
هممعنیها (انگلیسی)
- unlawful
- prohibited
- banned
متضادها (انگلیسی)
- halal
- permitted
- allowed
ترکیبهای رایج
- forbidden fruit
- strictly forbidden
یادداشت کاربرد
حرام در برابر حلال به کار میرود و به ممنوعیت دینی اشاره دارد.