پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

forbidden

ممنوع به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ممنوع
  • قدغن
  • غیرمجاز

معنی و کاربرد

  1. ممنوع

    adjective — صفت
    English meaning

    Not allowed; banned or prohibited by law, rule, or custom.

    قدغن‌شده و غیرمجاز

    • Smoking is forbidden here.

      سیگار کشیدن اینجا ممنوع است.

    • It is forbidden to enter this area.

      ورود به این منطقه قدغن است.

    • The forbidden book was hidden.

      کتاب ممنوع پنهان شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • prohibited
  • banned
  • not allowed

متضادها (انگلیسی)

  • allowed
  • permitted

ترکیب‌های رایج

  • forbidden fruit
  • strictly forbidden

یادداشت کاربرد

ممنوع به چیزی گفته می‌شود که ورود یا انجام آن قدغن شده است.

واژه‌های مرتبط