انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
forbidden
منهی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- منهی
- ممنوع
- نهیشده
معنی و کاربرد
منهی
adjective — صفتEnglish meaningNot allowed; officially banned or prohibited.
چیزی که از آن نهی شده است
Smoking is forbidden here.
استعمال دخانیات در اینجا منهی است.
It is forbidden to enter this room.
ورود به این اتاق ممنوع است.
هممعنیها (انگلیسی)
- prohibited
- banned
- interdicted
متضادها (انگلیسی)
- allowed
- permitted
ترکیبهای رایج
- forbidden act
- strictly forbidden
یادداشت کاربرد
منهی صفت مفعولی از نهی کردن است و بیشتر در متون دینی و رسمی به کار میرود.
واژههای مرتبط
- prohibit