انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
foreigner
بیگانگان به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیگانگان
- بیگانه
- اجنبی
معنی و کاربرد
بیگانه
noun — اسمEnglish meaningA person from another country; a stranger.
کسی از سرزمین دیگر
Foreigners need a visa.
بیگانگان به ویزا نیاز دارند.
He felt like a foreigner there.
آنجا خود را بیگانه حس کرد.
The foreigners visited the city.
بیگانگان از شهر دیدن کردند.
شکلهای واژه
- singular
- foreigner
- plural
- foreigners
هممعنیها (انگلیسی)
- alien
- stranger
متضادها (انگلیسی)
- native
- citizen
ترکیبهای رایج
- foreign workers