انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
foresight
دوراندیشی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- دوراندیشی
- آیندهنگری
- پیشبینی
معنی و کاربرد
دوراندیشی
noun — اسمEnglish meaningThe ability to predict or plan for what will happen in the future.
اندیشیدن به آینده و عواقب کارها
Her foresight saved the company.
دوراندیشی او شرکت را نجات داد.
The plan shows great foresight.
این طرح دوراندیشی زیادی نشان میدهد.
Foresight is a mark of good leadership.
دوراندیشی نشانهٔ رهبری خوب است.
هممعنیها (انگلیسی)
- prudence
- forethought
- vision
متضادها (انگلیسی)
- short-sightedness
ترکیبهای رایج
- lack of foresight
- great foresight
یادداشت کاربرد
دوراندیشی یعنی توجه به آینده و پیشبینی عواقب.