پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

formation

شکل‌گیری به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • شکل‌گیری
  • تشکیل
  • پیدایش

معنی و کاربرد

  1. شکل‌گیری

    noun — اسم
    English meaning

    The action of forming or process of being formed.

    پیدایش

    • The formation of the new government took weeks.

      شکل‌گیری دولت جدید هفته‌ها طول کشید.

    • The formation of clouds precedes rain.

      شکل‌گیری ابرها پیش از باران است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • creation
  • development

متضادها (انگلیسی)

  • dissolution

ترکیب‌های رایج

  • formation of

واژه‌های مرتبط