انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
formation
شکلگیری به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- شکلگیری
- تشکیل
- پیدایش
معنی و کاربرد
شکلگیری
noun — اسمEnglish meaningThe action of forming or process of being formed.
پیدایش
The formation of the new government took weeks.
شکلگیری دولت جدید هفتهها طول کشید.
The formation of clouds precedes rain.
شکلگیری ابرها پیش از باران است.
هممعنیها (انگلیسی)
- creation
- development
متضادها (انگلیسی)
- dissolution
ترکیبهای رایج
- formation of