انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
foul-mouthed
بدکلام به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بدکلام
- بدزبان
- فحاش
معنی و کاربرد
بدکلام
adjective — صفتEnglish meaningUsing offensive or obscene language.
وصف کسی با گفتار زشت
The foul-mouthed driver yelled.
رانندهٔ بدکلام فریاد زد.
They fined the foul-mouthed fan.
آنان هوادار بدکلام را جریمه کردند.
هممعنیها (انگلیسی)
- vulgar
- abusive
متضادها (انگلیسی)
- polite
واژههای مرتبط
- profanity