پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

fragmented

پاره‌پاره به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پاره‌پاره
  • تکه‌تکه
  • خردشده

معنی و کاربرد

  1. پاره‌پاره

    adjective — صفت
    English meaning

    Torn or broken into many small pieces; in fragments.

    تکه‌تکه و دریده

    • The letter was torn to fragments.

      نامه پاره‌پاره شد.

    • His shirt was fragmented after the fight.

      پیراهنش پس از درگیری پاره‌پاره بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • torn
  • shattered
  • broken

متضادها (انگلیسی)

  • whole
  • intact

ترکیب‌های رایج

  • torn to pieces
  • fragmented remains

یادداشت کاربرد

پاره‌پاره در فارسی معمولا به حالت دریده و تکه‌تکه اشاره دارد.

واژه‌های مرتبط