انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
frailty
رنجوری به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- رنجوری
- ناتوانی
- ضعف
معنی و کاربرد
رنجوری
noun — اسمEnglish meaningThe condition of being weak, ill, or delicate.
ضعف و ناتوانی جسمی
The frailty of old age troubled him.
رنجوری پیری او را آزرده بود.
Her frailty required care.
رنجوری او نیازمند مراقبت بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- weakness
- infirmity
متضادها (انگلیسی)
- strength
ترکیبهای رایج
- human frailty