پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

frantic

سراسیمه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سراسیمه
  • هول‌زده
  • دستپاچه

معنی و کاربرد

  1. سراسیمه

    adjective — صفت
    English meaning

    Wildly excited or anxious; distraught with fear or worry.

    در حال اضطراب و شتاب

    • She was frantic when the child went missing.

      وقتی کودک گم شد او سراسیمه بود.

    • There was a frantic search for the keys.

      جست‌وجویی سراسیمه برای کلیدها انجام شد.

    • He made a frantic call for help.

      او سراسیمه درخواست کمک کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • panicked
  • hysterical
  • desperate

متضادها (انگلیسی)

  • calm
  • composed

ترکیب‌های رایج

  • frantic search
  • frantic effort

واژه‌های مرتبط