انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
fraternity
برادری به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- برادری
- اخوت
- همبستگی
معنی و کاربرد
برادری
noun — اسمEnglish meaningThe state of being a brother; a group of people with shared interests.
حال یا رابطه برادری
There is a strong sense of fraternity among the workers.
میان کارگران حس برادری نیرومندی وجود دارد.
He joined a college fraternity.
او به یک انجمن برادری دانشگاهی پیوست.
شکلهای واژه
- plural
- fraternities
هممعنیها (انگلیسی)
- brotherhood
- fellowship
- solidarity
ترکیبهای رایج
- sense of fraternity
- fraternity house
یادداشت کاربرد
برادری هم به رابطه خویشاوندی و هم به همبستگی گروهی گفته میشود.