پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

free

فارغ به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • فارغ
  • آسوده
  • بی‌دغدغه

معنی و کاربرد

  1. فارغ

    adjective — صفت
    English meaning

    Not occupied or burdened; free from work, worry, or obligation.

    حال آسودگی و فراغت

    • Are you free this evening?

      امشب فارغ هستی؟

    • He felt free of all worry.

      او خود را فارغ از هر نگرانی حس می‌کرد.

  2. فارغ‌التحصیل

    adjective — صفت
    English meaning

    Having finished or completed something, such as a course of study.

    پایان یافتن کاری یا تحصیل

    • She is free from her studies now.

      او اکنون از تحصیل فارغ است.

    • Once free of the task, he relaxed.

      وقتی از کار فارغ شد، آسوده شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • unoccupied
  • relieved
  • available

متضادها (انگلیسی)

  • busy
  • occupied

ترکیب‌های رایج

  • free of charge
  • free time
  • free from

یادداشت کاربرد

فارغ در ترکیب «فارغ‌التحصیل» به معنای پایان‌یافته نیز به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط