انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
free
رایگان به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- رایگان
- مجانی
- بیبها
معنی و کاربرد
رایگان
adjective — صفتEnglish meaningCosting nothing; given without payment.
بدون هزینه
Entry to the museum is free.
ورود به موزه رایگان است.
They offered free advice.
آنها مشاورهٔ رایگان ارائه دادند.
هممعنیها (انگلیسی)
- gratuitous
- complimentary
- costless
متضادها (انگلیسی)
- paid
- expensive
ترکیبهای رایج
- for free
- free of charge
یادداشت کاربرد
رایگان به معنی بدون پرداخت پول است.