پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

free

رایگان به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • رایگان
  • مجانی
  • بیبها

معنی و کاربرد

  1. رایگان

    adjective — صفت
    English meaning

    Costing nothing; given without payment.

    بدون هزینه

    • Entry to the museum is free.

      ورود به موزه رایگان است.

    • They offered free advice.

      آنها مشاورهٔ رایگان ارائه دادند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • gratuitous
  • complimentary
  • costless

متضادها (انگلیسی)

  • paid
  • expensive

ترکیب‌های رایج

  • for free
  • free of charge

یادداشت کاربرد

رایگان به معنی بدون پرداخت پول است.

واژه‌های مرتبط