پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

freedom

آزادی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • آزادی
  • رهایی
  • حریت

معنی و کاربرد

  1. آزادی

    noun — اسم
    English meaning

    The power or right to act, speak, or think without hindrance or restraint.

    حق عمل و اندیشیدن بدون بازداشت

    • Everyone has the right to freedom of speech.

      همه حق آزادی بیان دارند.

    • They fought for their freedom.

      آن‌ها برای آزادی خود جنگیدند.

    • The bird flew to freedom.

      پرنده به‌سوی آزادی پرید.

  2. رهایی

    noun — اسم
    English meaning

    The state of being released from captivity or physical restraint.

    رها شدن از بند و اسارت

    • His release brought freedom at last.

      آزادی‌اش سرانجام رهایی آورد.

    • They celebrated their liberation from prison.

      آن‌ها رهایی خود از زندان را جشن گرفتند.

شکل‌های واژه

plural
freedoms

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • liberty
  • independence
  • liberation

متضادها (انگلیسی)

  • slavery
  • captivity

ترکیب‌های رایج

  • freedom of speech
  • freedom of choice
  • fight for freedom

یادداشت کاربرد

آزادی هم حق عمل و بیان را می‌رساند و هم رهایی از اسارت را.