پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

frequency

بسامد به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بسامد
  • فراوانی

معنی و کاربرد

  1. بسامد

    noun — اسم
    English meaning

    The rate at which something occurs over a period.

    تعداد تکرار یک پدیده در زمان معین

    • The frequency of the sound was high.

      بسامد صدا زیاد بود.

    • He measured the frequency of the waves.

      او بسامد موج‌ها را اندازه گرفت.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • rate
  • occurrence

ترکیب‌های رایج

  • high frequency
  • radio frequency

واژه‌های مرتبط