انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
fresh
تازه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تازه
- نو
- شاداب
معنی و کاربرد
تازه
adjective — صفتEnglish meaningRecently made, produced, or harvested; not stale or old.
در نو و شادابی
The bread is fresh.
نان تازه است.
I need some fresh air.
به هوای تازه نیاز دارم.
شکلهای واژه
- comparative
- fresher
- superlative
- freshest
هممعنیها (انگلیسی)
- new
- recent
- crisp
متضادها (انگلیسی)
- stale
- old
ترکیبهای رایج
- fresh air
- fresh fruit
- fresh start
یادداشت کاربرد
تازه در ترکیب «تازه...» به معنای «just/recently» نیز به کار میرود.