پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

fresh

تازه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • تازه
  • نو
  • شاداب

معنی و کاربرد

  1. تازه

    adjective — صفت
    English meaning

    Recently made, produced, or harvested; not stale or old.

    در نو و شادابی

    • The bread is fresh.

      نان تازه است.

    • I need some fresh air.

      به هوای تازه نیاز دارم.

شکل‌های واژه

comparative
fresher
superlative
freshest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • new
  • recent
  • crisp

متضادها (انگلیسی)

  • stale
  • old

ترکیب‌های رایج

  • fresh air
  • fresh fruit
  • fresh start

یادداشت کاربرد

تازه در ترکیب «تازه...» به معنای «just/recently» نیز به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط