انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
frivolous
سبکسر به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سبکسر
- بیمایه
- سطحی
معنی و کاربرد
سبکسر
adjective — صفتEnglish meaningNot serious or sensible; silly and superficial.
کمخرد و سطحی
She dismissed it as a frivolous idea.
او آن را ایدهای سبکسرانه دانست.
He wasted time on frivolous matters.
او وقت را صرف کارهای سبکسرانه کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- silly
- flippant
- trivial
متضادها (انگلیسی)
- serious
- sober
ترکیبهای رایج
- frivolous talk
واژههای مرتبط
- silly