انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
fruit
میوه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- میوه
- ثمر
- بر
معنی و کاربرد
میوه
noun — اسمEnglish meaningThe sweet product of a plant that contains seeds; a result or reward.
I ate fresh fruit.
میوهٔ تازه خوردم.
This work is the fruit of his labor.
این کار میوهٔ تلاش اوست.
شکلهای واژه
- plural
- fruits
هممعنیها (انگلیسی)
- produce
- result
- outcome
ترکیبهای رایج
- fresh fruit
- bear fruit
یادداشت کاربرد
میوه به معنای نتیجه و حاصل نیز به کار میرود.