پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

fruitful

مثمر به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مثمر
  • پربار
  • سودمند

معنی و کاربرد

  1. مثمر

    adjective — صفت
    English meaning

    Producing good or helpful results; productive.

    دارای نتیجه و ثمره مفید

    • The meeting was very fruitful.

      جلسه بسیار مثمر بود.

    • They had a fruitful discussion.

      آنها گفتگویی مثمر داشتند.

    • Hard work is usually fruitful.

      کار سخت معمولا مثمر است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • productive
  • rewarding
  • valuable

متضادها (انگلیسی)

  • fruitless
  • useless

ترکیب‌های رایج

  • fruitful discussion
  • fruitful cooperation
  • fruitful result

یادداشت کاربرد

مثمر یعنی ثمره دار و مفید؛ متضاد آن بی ثمر است.

واژه‌های مرتبط