انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
fruitful
مثمر به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مثمر
- پربار
- سودمند
معنی و کاربرد
مثمر
adjective — صفتEnglish meaningProducing good or helpful results; productive.
دارای نتیجه و ثمره مفید
The meeting was very fruitful.
جلسه بسیار مثمر بود.
They had a fruitful discussion.
آنها گفتگویی مثمر داشتند.
Hard work is usually fruitful.
کار سخت معمولا مثمر است.
هممعنیها (انگلیسی)
- productive
- rewarding
- valuable
متضادها (انگلیسی)
- fruitless
- useless
ترکیبهای رایج
- fruitful discussion
- fruitful cooperation
- fruitful result
یادداشت کاربرد
مثمر یعنی ثمره دار و مفید؛ متضاد آن بی ثمر است.