پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

fruitless

بی‌حاصل به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بی‌حاصل
  • بی‌نتیجه
  • بی‌ثمر

معنی و کاربرد

  1. بی‌حاصل

    adjective — صفت
    English meaning

    Producing no useful result; unsuccessful or unproductive.

    کاری که نتیجه و سود نمی‌دهد

    • Their efforts proved fruitless.

      تلاش آن‌ها بی‌حاصل بود.

    • It was a fruitless search.

      جست‌وجویی بی‌نتیجه بود.

    • Endless arguing is fruitless.

      بحث بی‌پایان بی‌حاصل است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • futile
  • unproductive
  • vain

متضادها (انگلیسی)

  • fruitful
  • productive

ترکیب‌های رایج

  • fruitless search
  • fruitless efforts

یادداشت کاربرد

بی‌حاصل صفتی است برای کار و کوششی که به نتیجه نمی‌رسد.