پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

frustrated

سرخورده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سرخورده
  • دلسرد
  • ناامید

معنی و کاربرد

  1. سرخورده

    adjective — صفت
    English meaning

    Feeling discouraged or thwarted in one's hopes.

    حالت روانی

    • He was frustrated by the failure.

      او از آن شکست سرخورده شد.

    • The team felt frustrated.

      تیم احساس سرخوردگی کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • disheartened
  • disappointed

ترکیب‌های رایج

  • deeply frustrated