انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
fugitive
فراری به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- فراری
- گریخته
- متواری
معنی و کاربرد
فراری
noun — اسمEnglish meaningA person who has escaped from captivity or is fleeing from danger or the law.
کسی که از زندان یا قانون گریخته است
The fugitive was caught near the border.
فراری نزدیک مرز دستگیر شد.
Police are searching for the fugitive.
پلیس در جستوجوی فراری است.
He lived as a fugitive for years.
او سالها بهعنوان فراری زندگی کرد.
فراری
adjective — صفتEnglish meaningHaving run away or escaped; on the run.
کسی که از جایی گریخته است
The soldier went absent and remained fugitive.
آن سرباز غایب شد و فراری ماند.
A fugitive bird flew from the cage.
پرندهای فراری از قفس گریخت.
شکلهای واژه
- plural
- fugitives
هممعنیها (انگلیسی)
- runaway
- escapee
- fleeing
متضادها (انگلیسی)
- captive
ترکیبهای رایج
- fugitive from justice
- on the run
یادداشت کاربرد
فراری هم اسم برای فرد گریخته است و هم صفت به معنای گریزان.