پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

fulfilled

برآورده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • برآورده
  • اجابت‌شده
  • رفع‌شده

معنی و کاربرد

  1. برآورده

    adjective — صفت
    English meaning

    Satisfied or realized, as a need or wish.

    امور و خواسته‌ها

    • His wish was fulfilled.

      آرزویش برآورده شد.

    • The demands were finally fulfilled.

      خواسته‌ها سرانجام برآورده شدند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • satisfied
  • met
  • realized

متضادها (انگلیسی)

  • unfulfilled

ترکیب‌های رایج

  • fulfilled promise
  • needs fulfilled

یادداشت کاربرد

برآورده معمولا همراه فعل شدن به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط