انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
fulfilled
برآورده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- برآورده
- اجابتشده
- رفعشده
معنی و کاربرد
برآورده
adjective — صفتEnglish meaningSatisfied or realized, as a need or wish.
امور و خواستهها
His wish was fulfilled.
آرزویش برآورده شد.
The demands were finally fulfilled.
خواستهها سرانجام برآورده شدند.
هممعنیها (انگلیسی)
- satisfied
- met
- realized
متضادها (انگلیسی)
- unfulfilled
ترکیبهای رایج
- fulfilled promise
- needs fulfilled
یادداشت کاربرد
برآورده معمولا همراه فعل شدن به کار میرود.