انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
full
سیر به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سیر
- سیرآب
معنی و کاربرد
سیر
adjective — صفتEnglish meaningHaving had enough food; no longer hungry; completely filled.
پس از خوردن غذا و بینیازی از خوردن
No more rice, thank you; I am full.
برنج بیشتر نه، ممنون؛ سیر هستم.
The children ate until they were full.
کودکان تا سیر شدن خوردند.
هممعنیها (انگلیسی)
- satisfied
- satiated
- sated
متضادها (انگلیسی)
- hungry
ترکیبهای رایج
- full up
- eat one's fill
یادداشت کاربرد
سیر واژهای همنگاشت است و بهمعنای سفر/گردش و نیز سیر (گیاه) هم بهکار میرود.