پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

full

سیر به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سیر
  • سیرآب

معنی و کاربرد

  1. سیر

    adjective — صفت
    English meaning

    Having had enough food; no longer hungry; completely filled.

    پس از خوردن غذا و بی‌نیازی از خوردن

    • No more rice, thank you; I am full.

      برنج بیشتر نه، ممنون؛ سیر هستم.

    • The children ate until they were full.

      کودکان تا سیر شدن خوردند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • satisfied
  • satiated
  • sated

متضادها (انگلیسی)

  • hungry

ترکیب‌های رایج

  • full up
  • eat one's fill

یادداشت کاربرد

سیر واژه‌ای هم‌نگاشت است و به‌معنای سفر/گردش و نیز سیر (گیاه) هم به‌کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط