پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

fundamental

بنیادین به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بنیادین
  • اساسی

معنی و کاربرد

  1. بنیادین

    adjective — صفت
    English meaning

    Serving as a foundation; relating to the basis of something.

    مربوط به بنیاد و شالوده

    • They called for fundamental reforms.

      آنها خواستار اصلاحات بنیادین شدند.

    • Freedom is a fundamental value.

      آزادی ارزشی بنیادین است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • basic
  • foundational

واژه‌های مرتبط